+
نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 3:55 توسط
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 19:2 توسط
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 21:36 توسط
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 21:20 توسط
|
+
نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 2:18 توسط
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 19:47 توسط
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 22:4 توسط
|
شکسپير: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره
اگه برگشت كه ماله توئه
اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!
▓ ▓ ▓
خوشبين: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره ...نگران نباش، حتماً بر ميگرده
▓ ▓ ▓
شکاک: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره ... اگه برگشت، ازش بپرس چرا
▓ ▓ ▓
ناشکيبا: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره .. اگه تو يه مدتي برنگشت فراموشش کن
▓ ▓ ▓
صبور: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره .. اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده
▓ ▓ ▓
خوشگذران: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره
وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي، دوباره ولش کن بره دوباره...
▓ ▓ ▓
فعال دفاع از حقوق حيوانات:اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن
▓ ▓ ▓
وکلا: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره
بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از" قانون آزادي ازدواج" به طور صريح مي گويد که ...
▓ ▓ ▓
بيل گيتس: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي نصب مجددش يه هزينه هايي رو پرداخت کنيم، البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه
▓ ▓ ▓
فروشنده: اگه عاشقه كسي شدي؟ بهش نچسب، بزاربره اگه برگشت قرارداد ببند,اگه برنگشت چه خوب، بعدى...
+
نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 2:34 توسط
|
پارچه ميخريم (تترون راه راه)، به خانه ميبريم.
پيژامهقبلي را كه مادرتان دوخته روي پارچه گذاشته آنرا ميبريد. به خاطر داشته باشيد كه پارچه را دو لايه كرده باشيد. قبل از اينكه قسمت كشدار را ببري، سه چار انگشت جا بذار، چون بعد بايد خم شود تا كش رد شود. اين را براي همه لبهها بكن.
پيژامه قبلي را برداشته در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته نشود. نخ سوزن آورده پارچهرا كوك بزنيد. (كوك زدن يعني رد كردن موقت نخ از لاي پارچه) از لاي در سرك بكشيد تا مادر بزرگتان از راه سر نرسد (چرخ خياطي مال مادر بزرگ است).
بعد از دوختن، نوبت كشاندازي است. كش را مياندازيم، به اين صورت كه سنجاق قفلي را به سر آن گره زده، كشان كشان از سوراخ كمر پيژامه عبور بدهيد. يادتان باشد سنجاق قفلي را پس از خاتمه كار به چارقد مادربزرگ ارجاع دهيم.
نكات مهم :
1- براي جلوگيري از عدم سايش سرزانوها، از چهار دست و پا رفتن بپرهيزيد.
▓2- در صورت پاره شدن كش، پيژامه سقوط خواهد كرد.▓3- حضور در اماكن عمومي با پيژامه خلاف شئونات اجتماعي است.▓
4- پيژامه نيز مانند مسواك و عينك، از لوازم شخصي شماست، از تعارف آن بپرهيزيد.▓
5- قبل از اينكه پيژامه قبلي را روي پارچه بگذاريد، كش آنرا خارج كنيد تا كمرش تنگ نشود.
+
نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 2:31 توسط
|
قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.
^^^^
* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.
^^^^
* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت. علي دايي: هلوز قثد ندالم كه از دنياي فوتبال خداحافثي كنم و شلايط خوبي بل تيم ملي حاكم اثت …… به قولي……
^^^^
* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲/۵% برساند.
^^^^
* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.
^^^^
* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.
^^^^
* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد.
^^^^
* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
^^^^
* شوراي نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كانديداهاي اصلاح طلب نمايندگي مجلس را رد صلاحيت كرد.
^^^^
* به علت برخي مشكلات و نواقيص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.
^^^^
* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.
^^^^
* روئساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان از عمل نشدن و عدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني كردند.
^^^^
* ۷۰ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.
^^^^
* از اين به بعد صدا و سيما براي انتخاب مجريان زن، مسابقه ملكه زيبايي برگزار مي كند.
^^^^
* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.
^^^^
* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.
^^^^
* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 9:13 توسط
|
+
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 14:55 توسط
|
+
نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 2:51 توسط
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 22:54 توسط
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 2:44 توسط
|
+
نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 21:43 توسط
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 13:11 توسط
|
می دونم همچین چیزی غیر ممکنه اما یه جورایی با زورم که شده تصور کنید دو تا ذکور رفتن بهشت :
هر روز که همدیگرو می بینن شروع می کنن به خالی بستن :
اولی: بابا اینجا چقدر اروپاست !! البته من زیاد خارج نبودم, یه 10_20 مرتبه بیشتر نرفتم, ولی تقریبا همین جوری بود .
دومی : آره خوب ... به خصوص اینجایی که من هستم , یه کافی شاپ داره که غروبا حوریای خشگل میان اونجا ....
من اصلا تو نخشون نیستما ! خودشون هی شماره میدن (!!!)
_ ای بابا کار من دیگه از این جور چیزا گذشته ... دیروز فکر میکنی کی رو دیدم ؟؟ 296 امین دوست دختری که تو زمین داشتم ! کلی براش مایه گذاشته بودم ... نامرد یه خواستگار پولدارتر داشت , به خاطر اون منو ول کرد !
دیروز دم در بهشت چند تا بسیجی بهش گیر داده بودن ... اول که بهش می گفتن آرایش ات رو پاک کن بعد برو تو ... بعدا گفتن تو دل یکی رو شکوندی, اینطوری نمیشه بری ..
به منم گفتن می تونی به ازای بخشیدنش بعضی از کارای نیکش رو برداری یا گناهاتو بدی به اون گفتم نه تو مرام ما نیست .... خلاصه داداش, مفتی بخشیدیمش اومد بهشت . از دیروزم کلی منتم رو می کشه ... ولی دیگه نمی تونم ..می فهمی که چی می گم ... نافرم حالمو گرفت.... بد شانسی رو می بینی ؟؟!! صد بار به مادرم اینا گفته بودم بابا وقتی من مردم دو تا CD داريوشدارم اونا رو هم بذارین کنارم ... نذاشتن که !!!!! واسه اینجور مواقع گفته بودم دیگه !!
_ بی خیال بابا , غروب بیا بریم بیرون , به من یه ماشین دادن آخر سرعته ... حالا مثل ماشینی که خودمون داشتیم که نیست ... ولی خوب بدم نیست (!!)
_ بهت فقط یه ماشین دادن ؟؟!! بیا ببین به من یه خونه دادن , راه که میره هیچ ! پروازم میکنه (!!)
یه کامپیوترم بهم دادن خداست ! ... هر وقت مادرم اینا رو زمین , فاتحه ای , صلواتی , چیزی برام می فرستن , كانكت می شیم, یه webcam هم داریم خلاصه کلی حال می کنم دیگه ...
_ نه خوب .. من که اصلا هر وقت دلم هوای زمین رو می کنه دستور می دم خانوادمو یه سر بیارن و ببرن , اینترنتی حال نمیده ... هفته ای 5-6 بار میان بهشت , میرن زمین .... (!!!!)
در انتها, بس که این دو تا خالی می بندن , فرشته ها دست به دامن خدا میشن, که پروردگارا.. هر کدوم هزار سال عبادتمونو میدیم , ولی اینا رو از اینجا ببر ..
حالا این دو تا الان تو جهنم هستن , کم نمیارن که !! نمی خوان نشون بدن که چه عذابی دارن می کشن :
_ اونجا هوا چطوره ؟
_ عالی ... یه موقع هایی گرم میشه ... ولی همش دارن بادم می زنن ... اونجا چطوره ؟
_ اینجا که یه موقع هایی اونقدر هوا خوبه آدم هوس می کنه با یه زیر پیرهنی بره اسکی (!!!!!)
امروز ناهار چی خوردین ؟
_ م م م ... امروز ناهار اینجا به همه قیر می دادن , اما من زنگ زدم برام پیتزا آوردن .
اوضاع احوالت چطوره ؟
_ هیچی .. هر روز چند نفر میان ماساژم میدن ... نمی دونم چرا یه خورده سفت ماساژ میدن (!) آدم استخوناش می پکه (!!!)
+
نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 20:34 توسط
|
+
نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت 17:32 توسط
|
ميم الف نون (1) و تو چه ميداني از محمود (2) که اين محمود از سه رئيس جمهور قبل خود برتر است(3) او را از خانداني شايسته مبعوث کرديم که تمام باجناقها و داماد باجناقهايش جملگي از صالحيناند(4) و چون شتر خز شد در محمود تعقل کنيد(5) او هر چه که بگويد حناق نگيرد و اين نشاني است براي اهل تفکر (6) در چهارسال دولت او نشانههايي براي مومنين قرار داديم(6) همانا به موسي يد بيضا داديم و به او هاله نور که از آن بهتر است و کم مصرفتر و ما خيلي خفنيم(9) قسم به زماني که درصد تورم به عرش ما نزديک شد(10) پس سوار بر نمودار تورم شد و به معراج آمد(11) اي محمود ما بشارت ده ايمان آورندگان به خود را به پخش سيب زميني مفتي در هر جمعه (12) و بر ايشان مبارک باد بهشتي که در آن درخت هست و در کفش خطوط بي.آر.تي جارييست(13) پس گروهي به طغيان پرداختند و خود را سبز کردند به آنها بگو که علف هرز هم سبز است بدرستي که ما حالگير و حاضر جوابيم(14) بر تو باد دوست داشتن و گاهي دلسوزي بر آنها و بيادشان آوردن که اطلاعات اشتباه گرفتهاند که اکثرشان نميدانند (15) و حتي رسوا کردن همسرانشان که آنها در جهنم در حالي که کيف گلگلي بر دوش دارند بر آتش همسرانشان هيزم ميگذارند(16) و قبل از ان از آنها سه مرتبه اجازه بگير و بگو: بگم؟ بگم؟ نه بگم؟(17) همانا که در انتخابات اجباري نيست18)پس هشدار ده به آنان که اگر از ظلمات خارج شدند و بسوي هاله نور آمدند ما ايشان را دوست خواهيم داشت و اگر همچنان به طاغوت بازي خود ادامه دهند در آتش دوزخ جاودانند(19)
-به جون خودم راست گفتم-
▲▼▲▼پ.ن: اين سوره بر خانم فاطمه رجبي ( نگارنده کتابِ احمدينژاد، معجزه هزاره سوم و همسر آقاي الهام) نازل شده و فاقد هرگونه اعتبار ديگري است. ▲▼▲▼
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 10:57 توسط
|
سلام آقاي جومونگ .اميدوارم حالتان خوب باشد و ملالي در وجود شريف نباشد. اگر از احوال اينجانب و ساير هموطنان بپرسيد بنده که مخلص جناب عالي و تمام اعضاي گروه دامون هستم . هموطنان هم همگي دوست دار جناب عالي هستند و هرشنبه و سه شنبه مشتاقانه پاي تلويزيون مي نشينند تا جمال مبارک جنابعالي وياران را ببينند و مرحبا بگويند و بر هر چه تسو و تسوئيان لعن و نفرين بفرستند.
و البته بعضي ها هم به خاطر تماشاي جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشاي سريال شما مي نشينند.به من چه؟ مرا که توي قبر اونها نمي گذارند. غرض فقط اين بود که بگويم اينجا همه جور آدمي هست.آقاي جومونگ من خيلي خوشحالم که سريال شما را تلويزيون ما نشان مي دهد. آخه مي دانيد؟ ماتوي سرزمين بزرگ مان اصلا آدمي مثل شمانداريم!
نه درتاريخ مان نه درقصه ها و افسانه هامان مثل شما نداريم. به همين جهت ديدن شجاعت هاي شما ،درستي شما ،کارداني شما برايمان لذت بخش است .چه کسي مي تواند سه تا تير در کمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟ چه کسي مي تواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمي مثل تسو را به دست بياورد؟ چه کسي مي تواند يک تنه به وسط يک فوج بزند و همه را از دم تيغ بگذراند؟
اين کار فقط و فقط ازجنابعالي برميايد.عموي پدرم مي گويد رستم زور صدتا جومونگ راداشته است. ولش کنيد لطفا. پير است و هذيان مي بافد .کلي هم اسم هاي اجغ وجغ مثل گيو و گودرز و سياوش و بيژن و کيخسرو و اينها پشت سرهم رديف مي کند که مثلا اينها اساطير مايند .من که جدي اش نميگيرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالي سر تر بودند چرا صداسيماي ما ازشان فيلم نمي سازد؟
مگر رستم هماني نبود که چند وقت پيش ها يک سريالي ازش نشون داد؟ اونکه اصلا لاجون بود.فقط حرف ميزد. اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستيم, داداشم ديروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاريخشون مي گفت که ما يه ستارخاني داريم که مثل جومونگ افسانه نيست و واقعي است وتازه از جومونگ هم چيزي کم نداره .و کلي ازشجاعت و کاردرستي اش گفت.
گفتم داداشم گوش کن.من هم ستارخان راخوب مي شناسم. هموني يه که اسمش رو خيابون دايي اينهاست. اما اگه کارش درست بود لابد يه فيلمي، سريالي چيزي ازش مي ساختند. بد که نگفتم .خلاصه اينجا هرروز يه اسطوره علم مي کنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمي شه .اما گوش من بدهکار اين حرفها نيست .من فقط مخلص جومونگم وغيرجنابعالي اسطوره اي ندارم.دور دور جومونگ است وبس.
+
نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 12:45 توسط
|
یا ایـــها المــعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرســی انـا امیـدوارم که مزاجک عین الصحت و السلامت بوده باشد . و اگر انـــت از احـوال انا خواســته باشـی لاملال لنا سوای فراقــک , کـــه ان هم انشــــــا الله تعالی فی همـــین ایام دیدارنا و مرادنا حاصلوننـا ؛ باری یا ایها العزیز انا فــی آتش العـشق کمثـل الماهیتابه میـــسوزم! و جلز و ولزنا درآمده ؛ فی کـــل شبها که انا ســرم را علی المتــــــــکا میگذارم , اشــــــــــــــــــکنا کمثل الرودخـــــانه جاریه" علی البـــستر و آه سوزاننی بســـــــــــــــوی آسـمان صعودن ! الهی انا قربـــــــــان انت بروم ، انا قسم میخورم بجاننی و بجانک که فی کـــل شبها ابدا" خواب فـــــــــــی چشماننا لا داخـــــلون و اغـــلب الی صبح بیــــدارون و گریـــــه زارون فی هجرک ، انا قربان چــــشم و ابرویت بروم و جـــــــــان ناقابل الحقــیر فدای بدن ابیضت بشود ! بـخدا رنگم من هجرانک کمـــــثل الزردچوبه اصفر شــــــده و قلبنــــــا کمثل الآلبالـــو احمر گردیده . " آه ... آه یاویلنا کــه هــــــــــــر نصفه شب بیادکم یوقوقو ! یعنـــی وق وق ! میـکنم و هرچه نامه جات لعاشقانه بسوی انت ارسالون هیچ لاجـــوابون گویا انا را آدم لا حسابون !!! " به جان انت که از جان الحقیر عزیزتر است قلبنا فی فراقک مـــجروح و لباب قلبنا بروی انت مفتوح ! انا نمیدانم که چرا از من فرارون ! در صورتی کـــــــه انا من العشـقک بیقرارون گویا لارحم فی قلبک !!! انــــــــــــــا هستم واحد جوان الباسواد و صاحب المعلومات الکثیره ، بــا تــــــــــمام این احوال حاضرم حلقهالعبودیت و الچاکری ترا فی الگوشم آویزاننا! ارحـــــم .... ارحم ! یعنی رحم کن نگذار مٍن(men) جفائک خودم را با اربـــع نـخود تریاک یقتلون !!! انا دیـــــگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتـاقون ولـی خداوند به قدر مثقال ذره وفا فی وجودک لا آفریده !!! انــــــــــــــا تا ثلاث ماه دیگر مرتبا" فی هر هفته واحد نامة العاشقانة بـرای انـت مینویسم ! تا بحال زارنا متــــفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلـم لا یرسون آنــقدر اشکنا مـــن الچشمنا سرازیرون تا جـــــــــــان آفرین تسلیمون !!! آنکه من الفراقک زردا" و لاغرون الجوان الضعیف الخفیف الکثیف.
+
نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 1:11 توسط
|
عزيزم!
خوشحال باش، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مى گويم بايد تحصيلكرده باشى , فقط به خاطر اين است كه بتوانى خيال كنى بيشتر از من مى فهمى...
اگر مى گويم بايد خوش قيافه باشى فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما ب گويند , داماد سر است....
اگر مى گويم بايد ماشين بزرگ با تجهيزات كامل داشته باشى فقط به اين خاطر كه وقتى هر سال به مسافرت دور ايران مى رويم , توى ماشين خودمان بخوابيم و بيخود پول هتل ندهيم....
اگر عروسي آن چناني مى خواهم فقط به خاطر اين است كه فرصتى به تو داده باشم تا بتوانى به من نشان دهى چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اى.......
اگر دوست دارم ويلاى اختصاصى كنار دريا داشته باشيم فقط به خاطر اين هست كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مى ايد جلوى چشم همه هم كه نمى شود......
اگر از تو تو قع ديگري ندارم ,به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزى ......
و بالا خره.....
جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت
شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياى ماديات است ..
+
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 20:58 توسط
|
این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند
اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید
اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است
در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند
+
نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت 19:8 توسط
|
ممّلكت كشــور چهـــــا ر چر خ پنـچر
ميخواي بياي چيكـار كني بــرادر؟
چه مي كني با اين همه كراكي؟
اينايي كـه زدن به جــاده خــاكي
چـه مي كني بـا اقتصـاد خسته؟
بـا اين همـه شركت ورشكسته؟
زبـــان بد بـــريده چشم بـد كـــور
اگـه بـــازم شدي رئيس جمهــور
نذار كسي ســــوار مـــردم بشه
نذار دلار هـــاي مـــــا گـــم بشه
به قـــول يك نفر بيـــا و چي كن
وزيــــــر فــــرهنــگو معــرفي كن
وزيـــــر فرهنگي كــه مـرد باشه
اهل كمــــــال و اهل درد بـاشه
فك نكنـه قصيــــده بنــد رخـتـه
مُنجيك تَرمذي يـه جـور درخـتـه *
كـار نداريم شمــا الي يــــا بلي
حدَّ اقلّش اينـه كـــه خــوشگلي***
گفت : پســر من انصــراف دادم
ميخـوام بشينم پيش خــانـوادم
دوبــــاره حـــال درد ســر ندارم
حوصـــله ي سفـــر مفـر ندارم
براي سفـــره هايي كـه خاليه
ميـــر حسين موسـوي عــاليه
حرف زياده اما اينجاجاش نيست
فقط بگم ،اهل بريز بپاش نيست ***
جنــــاب مـــوسـوي سلام قــــارداش
قوجالمسان،لاپ آقاريپدي باش ماش
دوره ي جنگ يــــــــادمون نرفته
تيـــــر و تفنگ يـــــــادمون نرفته
اون روزا كــــه نخس وزير بودي
حـــــامي مردم فقيــــر بـــودي
تموم اونهايي كه كار مي كردن
ديگشونو به موقع بار مي كردن
از تره بــــــار تــــــا بـرنج دودي
مـــواظب قيمت جنســـا بودي
روزايي كه قيمت نفت كم بود
قــامت تــو زيـر فشار خم بود
امـا تو، يــــارانه رو ور نداشتي
بار روي دوش مردمت نذاشتي
يه دفه كلي روي كـالا نرفت
يهو اجـــاره خــونه بالا نرفت
يادمه كه شعار معار ندادي
وعده ي كمبزه خيار ندادي
اون روزا كارمندا خوار نبودن
مديرا ماكسيما سوار نبودن
فسق و فجور پشت پرده كم بود
پيشونيــاي داغ كـــــرده كم بود
مدير كلاّ كاخ نديده بودن
مزّه ي پولو نچشيده بودن
اين روزا روزگار فرق كرده
همّه رو تو فساد غرق كرده
هر كي رئيس ميشه توي اداره
نوچه هاشم جم ميكنه مياره
خلاصه، تا وقتي از اونجا بره
هر چي بخواد مي خوره تا خرخره
الان يه عده از همين خوارج
حساب دارن تو بانكهاي خارج
فداي اون مرام حق پرستت
بگير گرز رستمو تو دستت
نترس از اين قوم كميسيون گير
قاباخلاريندا دورگينان مثل شير
اگه ميخواي نمره ي خوب بياري
بايد بري به جنگ رانت خواري***
توركي دييم اوزگه سي باش تاپماسين
دانشماميش سوزلريمي قاپماسين
گوزله گينن طرف كلك قورميا
بوش يره صانديخلاري دولدورميا
فكر ايلمه رقيب لرين ساده دي
تليس تليس راي الان آماده دي
رايي سايان واختا ياتيپ يوخلاما
يوخون زادين گلسه دو بير چيخ داما***
چن كلمه حرف خصوصي زدم
حوصله تون سر نره كه اومدم
جناب حــــاج مهدي ضد حال
بيا بگير بشين بابا ، بي خيال
فك كنم از شصت گذشته باشي
الان بــايد بــــــاز نشسته باشي
هي نزن اينقد گره روي گره
بكش كنار بذار مهندس بره
الان مهندس امتيــازش پــــــره
چونكه خودش تركه ، عيالش لره
+
نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت 18:23 توسط
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 17:27 توسط
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 17:10 توسط
|